تبليغاتX
دویدن به هیچ کجا

بوی عیدی

بوی توپ

بوی کاغذ رنگی

بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو

بوی یاس جا نماز ترمه مادربزرگ

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد

بوی اسکناس تا نخورده  لای کتاب

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه

شوق یک خیز بلند از روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

بوی باغچه

بوی حوض

عطر خوب نذری

شب جمعه

پی فانوس

توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی

با اینا زمستون و سر می کنم

با اینا خستگی مو در می کنم

با اینا بهارو باور می کنم.

 

خواستم زودتر چیزی گفته باشم برای عید و برای بهار که شاید نزدیک عید نباشم و فرصتی پیش نیاید، حس خاصی پیدا می کنم با شنیدن این ترانه، پرتاب می شوم به کودکی خودم، روزهای خوش تعطیلی مدرسه، روزهای  شلوغ  آخر اسفند، روزهای آماده کردن سفره هفت سین، روزهای شمردن پولهای عیدی، روزهای سبز... الان حس خاصی دارم از آمدن سال تازه،  یک هیجان خوشایند، یک انتظار خوب، ای کاش می شد همه چیز همه کدورتها را در سال جدید از بین برد، یرای همه تان آرزوهای زیبا در سال نو دارم عیدتان مبارک ...

2 نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 17:43  توسط امیر  | 

 
کتاب ايران